معنی شترخار
7 بازدید
[ شُ تُ ] (اِ مرکب) اشترخار. خار شتر. آغول. اشترغاز. خار شتری. نوعی از خار باشد که شتر آن را به رغبت تمام خورد. (برهان). خار شتر و آن معروف است. (انجمن آرا). به معنی خار شتر است. (فرهنگ جهانگیری). نام خاری است که شتر آن را میخورد. (فرهنگ نظام): گر گلبن فردوس خورد بار خلافت بر جای گل تازه شترخار برآرد. اثیرالدین اخسیکتی. و رجوع به اشترخار و اشترغاز شود.
کلمات همقافیه با «شترخار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر