معنی شتامی
7 بازدید
[ شَ تْ تا ] (حامص) شتام بودن. بدزبانی. بدزبانی کردن : ابوالمعالی نگارگر مؤمن و معتقد و متدین بوده است و هرگز به شتامی و لعانی معروف نبود. (النقض ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «شتامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر