معنی شتابکاری
6 بازدید
[ شِ ] (حامص مرکب) عمل شتابکار. حالت و کیفیت شتابکار. تعجیل. عدم تأنی. شتاب. (ناظم الاطباء). خَطَل؛ شتابکاری. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شتابکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر