معنی شتابزدگی
5 بازدید
[ شِ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی شتاب زده. دست پاچگی. استعجال. مقابل آهستگی و نرمی. مقابل تأنی. تعجیل و عجله. چالاکی. عجلهٔ بسیار. (ناظم الاطباء). تَعَجرُف. خَدَب. رَهَق. عَجرَفَة. قاهِرَة. قَهیرَة. قَهمَزا. نَمَل. نَمَلان. هَوج. (منتهی الارب): اگر از گران سنگی و آهستگی نکوهیده گردی دوست تر دارم که از سبکساری و شتابزدگی. (منتخب قابوسنامه ص ۵). عواقب شتابزدگی و خواتم ترکی تأنی ندامت و غرامت بود. (سندبادنامه ص ۱۵۴). شتابزدگی کار شیطان است و بی خبری ازباب نادانی. (مرزبان نامه). گفت شتابزدگی از شیطان است مگر در پنج چیز: طعام پیش مهمان نهادن و تجهیز مردگان و نکاح دختران بالغه و گزاردن وام و توبهٔ گناهان. (تذکرةالاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «شتابزدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر