معنی شب و روز
19 بازدید
[ شَ بُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) شبانه روز. بیست و چهار ساعت. لیل و نهار. أَصرمان. (منتهی الارب). جدیدان. (دهار). طَریدان. (منتهی الارب). عَصران. عُقبَة. (منتهی الارب). || (ق مرکب) علی الدوام. همیشه. مدام : ز روم و ز ایران پراندیشه ام شب و روز ز اندیشه چون بیشه ام.فردوسی. به بی یاری اندر جهان یار باش شب و روز از بد نگهدار باش. نظامی (اقبالنامه ص ۲۹۲). نه گفت اندرو کار کردی نه چوب شب و روز از خانه در کندوکوب.سعدی. با همه عیب خویشتن شب و روز در تکاپوی عیب اصحابی.سعدی.
کلمات همقافیه با «شب و روز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر