معنی شب شدن
7 بازدید
[ شَ شُ دَ ] (مص مرکب) فرارسیدن شب. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از آخر شدن ایام جوانی است. (بهار عجم): شب شد دگر که تنگ غمت را ببر کشم چون مرغ پرشکسته سری زیر پر کشم. قدری شیرازی.
کلمات همقافیه با «شب شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر