معنی شب رفتن
8 بازدید
[ شَ رَ تَ ] (مص مرکب) در شب راه پیمایی کردن. در تاریکی رفتار نمودن. به هنگام شب راهی شدن. || شب به پایان رسیدن : شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه قصهٔ ما بود دراز. محزون تبریزی .
کلمات همقافیه با «شب رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر