معنی شبیه
5 بازدید
[ شَ ] (ع ص، اِ) همانند. مثل. یقال: «هذا شبیه ذاک»؛ این مانند آن است. (از اقرب الموارد). مانند. (متن اللغة) (منتهی الارب). نظیر. شبه. همچون. همال. تا. چون. ند. همتا. ج، اشباه : نمتک و بسد نزدیکشان یکی باشد از آن که هر دو به گونه شبیه یکدگرند.قریع.
کلمات همقافیه با «شبیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر