معنی شبیر
5 بازدید
[ شُ بَ ] (اِخ) مؤلف تاج العروس نویسد که: شبر بر وزن بقم و شبیر بر وزن قمیر یا امیر و مشبر بر وزن محدث نام پسران هارون نبی بوده است و پیامبر اسلام (ص) حسن و حسین و محسن را با این سه نام خوانده است و همانطوری که ضبط این کلمه در تاج العروس مختلف آمده است در ادبیات فارسی نیز مختلف آمده و البته اختلاف ضبط این کلمه ناشی از اختلاف در ضبط کلمهٔ «شبر» است چه طبق قاعدهٔ تصغیر اگر شبر به فک ادغام باشد تصغیر آن «شُبَیر» خواهد بود و اگر ضبط با ادغام باشد در این صورت مصغر آن یا بر وزن قُمَیر و یا قُمَیِّر خواهد بود: همیشه به دیدار تو شاد سلطان چو حیدر به دیدار شبیر و شبر.فرخی. گر خردمند بداند که بدین حال و صفت باب علم نبی و باب شبیر و شبرست. ناصرخسرو. که سادات جمع جوانان جنت نبی گفت هستند شبیر و شبر.ناصرخسرو. من با تو نیم که شرم دارم از فاطمه و شبیر و شبر.ناصرخسرو. ذوالفقار ایزد سوی که فرستاد به بدر زن و فرزند که را بود چو زهرا و شبیر. ناصرخسرو. ندانی بحقّ خدای و نداند کس این جز که فرزند شُبّیر و شَبّر. ناصرخسرو. چه گوئی به محشر اگر پرسدت از آن عهد محکم شبر یا شبیر.ناصرخسرو. بر مهر مصطفی زی و اصحاب و آل او بر دوستی شبر و بر دوستی شبیر.سوزنی. بر آن اعتماد مکن که من دختر پیغمبرم و جفت کرام حیدرم و مادر شبیر و شبرم. (سعدی).[ شَ ] (اِخ) ابن مبارک بن فضل بن مسعودبن الشریف حسن. متأدب از آل حسن در مکه که در سال ۱۱۳۸ هـ . ق. به مکه درگذشت. وی از اطرافیان احمدبن غالب شریف مکه بود که کارهای بزرگ را بدو میسپرد. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۲۳۰).
کلمات همقافیه با «شبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر