معنی شبیدن
7 بازدید
[ شَ دَ ] (مص) به یکطرف برگشتن. || نشستن. || قرار گرفتن در جای مانند نشستن پرندگان. || آرمیدن هر جایی در شب. || آویختن چیزی بر سر. || چیزی به دور کمر بستن. (از ناظم الاطباء). اما این معانی همه مخصوص به ناظم الاطباء است.
کلمات همقافیه با «شبیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر