معنی شبگون

معنی شبگون

7 بازدید
[ شَ ] (ص مرکب) شبرنگ، چه گون به معنی رنگ آمده است. (برهان). شبرنگ. (آنندراج). سیاه و تار. (ناظم الاطباء): هوا زین جهان بود شبگون شده زمین سربسر پاک پرخون شده.دقیقی. پری چهره گفت سپهبد شنود ز سر شعر شبگون همی برگشود.فردوسی. هوا تیره گشت از فروغ درفش طبرخون و شبگون و زرد و بنفش. فردوسی. هوا زین جهان بود شبگون شده زمین سربسر پاک پرخون شده.فردوسی. روزم ز تفکر همه شبگون گردد دل خون شود و ز دیده بیرون گردد.فرخی. - اسب شبگون؛ اسب شبرنگ و سیاه. - شب شبگون؛ شب بسیار تاریک. (ناظم الاطباء). || شب چراغ، به جهت آنکه گوهر شب چراغ را دُرّ شبگون نیز گویند. (برهان). - دُرّ شبگون؛ گوهر شب چراغ. (ناظم الاطباء) (آنندراج): خزانهٔ مدیح تو را در گشادم به صحرا نهادم بسی دُرّ شبگون.سوزنی.

کلمات هم‌قافیه با «شبگون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید