معنی شبگردی
7 بازدید
[ شَ گَ ] (حامص مرکب) عمل شبگرد. گردش در شب. سیر در شب و گردیدن به شب. (از آنندراج). پاسبانی و محارست در شب. (ناظم الاطباء). || رندی. عیاری. عیارپیشگی. || دزدی.
کلمات همقافیه با «شبگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر