معنی شبگرد

معنی شبگرد

9 بازدید
[ شَ گَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) کسی که در شب گردش میکند. (ناظم الاطباء). شبرو. (برهان قاطع). آنکه شبها بگردد و سیر کند: تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار تاج کاوس ربود و کمر کیخسرو.حافظ. شبها منم و گوشهٔ غم حال من این است حال دل آوارهٔ شبگرد که داند.میرخسرو. شوخ و میخواره و شبگرد و غزل خوان شده ای چشم بد دور که سرفتنهٔ دوران شده ای. صائب. || عسس و گزمه که شب برای نگهبانی خانه ها و بازار گردش کند. (فرهنگ نظام). عسس و شبرو. (برهان). حارس و نگهبان شب. (یادداشت مؤلف). عسس و شحنه. (آنندراج): از می عشق بود مستی پروانهٔ من هیچ اندیشه ز شبگرد و عسس نیست مرا. صائب. گزند گردش اختر به غافلان نرسد که مست خواب ز شبگرد در امان باشد. رضی دانش. کجا پروای مردم هست چشم می پرستش را بغیر از خواب شبگردی نگیرد چشم مستش را. رضی دانش. || رند و بی باک. (آنندراج). رند و عیار. (فرهنگ نظام): دختری شبگرد و تند و تلخ و گلرنگ است و مست گر بیابیدش بسوی خانهٔ حافظ برید.حافظ. || دزد. || ماه و قمر. (ناظم الاطباء). ماه را گویند و به عربی قمر خوانند. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «شبگرد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید