معنی شبنشینی
4 بازدید
[ شَ نِ ] (حامص مرکب) عمل شب نشین. بیداری شب. (ناظم الاطباء). نشستن دوستان بعد از شام خوردن در جایی برای صحبت. (فرهنگ نظام). گرد آمدن گروهی در پاس اول شب یا دیری از شب و صحبت کردن و خود را مشغول ساختن. (ناظم الاطباء): به شب نشینی زندانیان برم حسرت که نقل مجلسشان حلقه های زنجیر است. (از یادداشت مؤلف). وگر فرش است در عشرت سرایم ماهتاب امشب شبم خوش شب نشینی میکنم با آفتاب امشب. ظهوری. - امثال: کور و شب نشینی.
کلمات همقافیه با «شبنشینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر