معنی شبرقان
5 بازدید
[ شُ بُ ] (اِخ) شَبورقان که عامه آن را شُبرُقان خوانند و آن شهری است نیکو از شهرهای جوزجان واقع در نزدیکی بلخ و فاصلهٔ شبرقان تا آنجا از طرف جنوب یک منزل راه است و از آن تا یهودیهٔ جوزجان و برگشت به فاریاب از طرف شمال دو منزل. و سپس از فاریاب تا یهودیه یک منزل و از شبورقان تا فاریاب نیز همین مقدار راه است. (از معجم البلدان). از جمله شهرهای مهم جوزجان در قرون وسطی شبرقان که آن را «شبورقان» و «اشبرقان» و «شبورغان» هم نوشته اند و هنوز باقی است و در قرن سوم هجری یک بار مرکز و کُرسی ولایت جوزجان واقع گردید و پس از آن مرکز این ولایت به یهودیه یعنی میمنه که در آن زمان به اندازهٔ شبرقان بوده انتقال یافت باغها و کشتزارهایش در نهایت حاصلخیزی بود و میوه های آن فراوان از آنجا به نواحی دیگر صادر میگردید. یاقوت که آن را به نام های شبرقان و شفرقان و شبورقان ضبط کرده گوید: در سال ۶۱۷ هـ . ق. در زمان فتنه و هجوم مغول شهری بسیار پرجمعیت و بازارهایش بسیار پرمتاع بوده. یک قرن بعد حمداللََّه مستوفی که شبورقان و فاریاب را با هم ذکر کرده گوید: شهری کوچک است و گرمسیر و غله اش فراوان و نعمت ارزان است و ناصرخسرو در سفرنامهٔ خود از این شهر هنگام عبور به طالقان یاد کرده است. (سرزمینهای خلافت شرقی ص ۴۵۲، ۴۵۳) (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۲۶) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شبرقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر