معنی شبافروزی
5 بازدید
[ شَ اَ ] (حامص مرکب) عمل شب افروز. افروزندگی شب. افروختن شب را: تو دهی صبح را شب افروزی روز را مرغ و مرغ را روزی.نظامی. || افروختن در شب : بیک خنده گرت باید چو مهتاب شب افروزی کنم چون کرم شب تاب.نظامی. و رجوع به شب افروز شود.
کلمات همقافیه با «شبافروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر