معنی شب‌افروز

معنی شب‌افروز

5 بازدید
[ شَ اَ ] (نف مرکب) که شب افروزنده شود. هرچه در شب درخشد. (فرهنگ نظام). || لعل درخشنده در شب. (فرهنگ رشیدی). || افروزندهٔ شب. هر چیز که شب را روشن کند و فروزان گرداند، مانند ماه و شمع و چراغ. (ناظم الاطباء): همی گردند چون شمع شب افروز. ناصرخسرو. شب افروزی چو مهتاب جوانی سیه چشمی چو آب زندگانی.نظامی. تو آن شبچراغی به نیک اختری شب افروز چون ماه و چون مشتری.نظامی. بیشترک زین که کسی داشتم شمع شب افروز بسی داشتم.نظامی. دانه کن این عقد شب افروز را پر شکن این مرغ شب و روز را.نظامی. به ترتیب گهرهای شب افروز خبر داده ز ساعات شب و روز.نظامی. ملک بر وعدهٔ ماه شب افروز در این فکرت که فردا کی شود روز. نظامی. فروزنده شبی روشنتر از روز جهان روشن به مهتاب شب افروز.نظامی. دل که شناسد که چیست قیمت سودای تو قدر چه داند صدف دُرِّ شب افروز را. خاقانی. خوش عطسهٔ روزست می ریحان نوروزست می دُرِّ شب افروزست می زان دُر شبستان تازه کن. خاقانی. دُری که شب افروزتر از اختر بود از گوهر آفتاب رخشان تر بود.خاقانی. ای ماه شب افروز شبستان افروز خرم تنِ آنکه با تو باشد شب و روز.سعدی. || (اِ مرکب) به معنی ماه است که به عربی قمر خوانند چه شب از او فروزان و روشن میگردد. (برهان). ماه که شب را روشن کند. (انجمن آرا) (آنندراج) (بهار عجم). || کرم شب تاب. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی) (ناظم الاطباء) (بهار عجم) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری). کرم شب افروز. || قسمی از دیبا، که زمینه اش نقره ای بود. (فرهنگ نظام). زربفت که زمینه اش از نقره باشد. (آنندراج) (بهار عجم). به معنی زربفت که زمینه اش از نقره باشد. (غیاث اللغات): چو دیبای شب افروز آن سمن بر به هر ساعت نمودی رنگ دیگر.سعید اشرف. ازو شام روی سحر دیده است کتان شب افروز پوشیده است.سعید اشرف. || نام ماه دهم است از سال ملکی. (برهان قاطع) (فرهنگ نظام) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ جهانگیری).

کلمات هم‌قافیه با «شب‌افروز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید