معنی شایع کردن
6 بازدید
[ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) فاش کردن. آشکارا کردن. ظاهر نمودن. به این و آن گفتن. همه کس مطلع شدن. منتشر ساختن : خان را بشارت داده آمد تا... این خبر شایع و مستفیض کنند چنانکه بدور و نزدیک رسد. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «شایع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر