معنی شایانی
6 بازدید
(حامص) لیاقت. درخوری. سزاواری. شایستگی : تا بمنزلتی که امیدوار است برسد پس تمنای دیگر منازل کند که شایانی آن ندارد. (کلیله و دمنه ص ۸۳). بدگوهر... تمنای دیگر منازل کند که شایانی آن ندارد. (کلیله و دمنه). و چندانکه شایانی قبول حیات از این جثه زایل گشت برفور متلاشی گردید. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «شایانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر