معنی شاکورد
7 بازدید
[ شاکْ وَ ] (اِ) هاله و خرمن ماه که شایورد و شادورد نیز گویند. (ناظم الاطباء). شابورد. (برهان قاطع). شادورد. (جهانگیری). شادورد. شایورد. (برهان قاطع). رجوع به شایورد شود. || خوابگاه. (ناظم الاطباء). || تخت پادشاهی. (ناظم الاطباء). شادورد. (برهان). || (اِخ) گنج هفتم است از جملهٔ هشت گنج خسروپرویز. (ناظم الاطباء). شادورد. شایورد. (برهان). || (اِ) نام نوایی از موسیقی. (ناظم الاطباء). شادورد. (برهان). شایورد. رجوع به کلمهٔ آهنگ شود.
کلمات همقافیه با «شاکورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر