معنی شاکع
6 بازدید
[ کِ ] (ع ص) بردارنده شتر را بمهار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || دردمند و ناله کننده از بیماری. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || مرد خشمگین. (از اقرب الموارد). || کشت که دانهٔ آن بسیار گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «شاکع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کع» برای سرودن شعر