معنی واژه شاه جهان
6 بازدید
[ هِ جَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ملک و سرور عالم. شاه دنیا. خداوند گیتی. حاکم دوران. پادشاه دنیا: بیامد یکی فیلسوفی چو گرد سخنهای شاه جهان یاد کرد.فردوسی. کسی را که شاه جهان خوار کرد بماند همیشه روانش بدرد.فردوسی.