معنی شاهسواری
37 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) عمل شاه سوار. سواری کردن چون شاهان.[ سَ ] (اِخ) تیره ای از شعبهٔ شیبانی ایل عرب (از ایلات خمسهٔ فارس). (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۷). رجوع به طایفهٔ شیبانی شود.
کلمات همقافیه با «شاهسواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر