معنی شاهسوار
11 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) شهسوار. کسی که در سواری اسب و غیر آن ماهر است. (فرهنگ نظام). شهسوار و فارس و راکب بزرگوار و باعظمت. (ناظم الاطباء). فرد ممتاز در سواری : ای شاه سوار ملک هستی سلطان خرد به چیره دستی.نظامی. کین شاه سوار شیرپیکر روی عربست و پشت لشکر.نظامی. بدامن کوهی خواهی رسید شاه سواری ترا پیش خواهد آمد. (انیس الطالبین ص ۲۸).
کلمات همقافیه با «شاهسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر