معنی شاهترج
6 بازدید
[ تَ رَ / رِ ] (معرب، اِ مرکب) معرب شاه تره. شهترج. گیاهی است که برگ و دانهٔ آن جهت خارش و جرب سودمند باشد و معنی آن سلطان البقول است. (از اقرب الموارد). شاه تره. برگ و دانهٔ آن جرب و حکه و تبهای کهنه را نافع است. (منتهی الارب) (از دزی ج ۱ ص ۷۱۷) (از آنندراج). اصطفان. سقسما. جنجیدیون. ملک البقول، کزبرة الحمار [ الحمام ] قافنوس. کبعد یا کبعیدیون. شاتراج. بقلةالملک. سلطان البقول قیاسوسی. دخانی: شاهترج. معروف است طعمش تلخ بود. (نزهة القلوب). و رجوع به مخزن الادویه. تذکرهٔ ضریر انطاکی ترجمهٔ ابن بیطار به فرانسه و تحفهٔ حکیم مؤمن و مخزن الادویه و نیز رجوع به شاهتره شود.
کلمات همقافیه با «شاهترج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر