معنی شاهتراش
7 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) آنکه مردی را بشاهی از میان قوم بردارد. آنکه بی سابقه و مقدمتی تنی را بشاهی نشاند. آنکه به نیرو و نفوذ کلام هر که را خواهد بشاهی نشاند. کسی که با نفوذ و سیاست خود هر کس را بخواهد شاه سازد. (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «شاهتراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر