معنی شاهبوی
6 بازدید
(اِ مرکب) بمعنی عنبر است. بعضی گویند از گاو بهم میرسد چنانکه مشک از آهو. (برهان). عنبر باشد. (لغت فرس اسدی) (صحاح الفرس). و آن گلی است زردرنگ که بتازیش منثور خوانند. (از اقرب الموارد). و عنبر را نباید در جزو گیاههای خوشبو شمرد زیرا عنبر را که در فارسی شاهبوی گویند از عطرهای حیوانی است نه نباتی و انبرا و هیأتهای دیگر این کلمه در السنهٔ اروپایی همان عنبر عربی است و عربها هم شاید این عطر را به اسم معمولی همان مملکتی که از آنجا آن را بدست آوردند نامیده باشند و اصلاً این کلمه از افریقای شرقی باشد. و در مادهٔ آن حدسهای عجیب و غریب میزدند. در فرهنگهاو در کتب ادویهٔ مفردهٔ فارسی و عربی نیز مانند کتب مغربیان بهمین حدسها برمیخوریم. نزد برخی عنبر از گاو بهم میرسد چنانکه مشک از آهو، و نزد برخی دیگر عنبر عسل دریائی است. گروهی نوشته عنبر عبارت از موم عسل دریائی باشد و دسته ای بر آنند که کرهٔ دریایی است. نزد گروهی سرگین چارپایان است. و امروزه تحقیقاً میدانیم که عنبر در مثانهٔ یک جانور بسیار بزرگ دریایی از جنس جانوری که در فرهنگهای فارسی «بال» یا «وال» ضبط شده یافت میشود این جانور را باید نهنگ بنامیم و بعضی آن را ماهی عنبر -عنبر ماهی - شیرماهی گفته اند. (اوستا پورداود ص ۱۴۱، ۱۴۰): بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی کاسد شد از دو زلفش بازار شاه بوی. رودکی (از لغتنامهٔ اسدی). چو شاهبوی دهد خلق شاه بوی از آنک ز عنبر است سرشته به اصل طینت او. معزی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «شاهبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر