معنی شامیة
6 بازدید
[ می یَ ] (ص نسبی) مؤنث شامی. امرأة شامیة؛ زنی از شام. || منسوب به مملکت شام باشد. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || گروه شامی. (ناظم الاطباء).[ می یَ ] (اِخ) بطنی است معروف به ولد شامیة، از قبیلهٔ وِلد ابوشعبان ساکن دیرالزور، کشور سوریه و دارای ۷۰۰ چادر است و به تیره های: عجیل و خفاجة و حویوات تقسیم شوند. (از معجم قبایل العرب).[ می یَ ] (اِخ) قبیله ای است ساکن در قریهٔ مزار از بخش بنی عبید در منطقهٔ عجلون از دیهای سوریه. (از معجم قبایل العرب).
کلمات همقافیه با «شامیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر