معنی شافن
9 بازدید
[ فِ ] (ع ص) نعت فاعلی از شفن. کسی که بکنج چشم بنگرد کسی را یا به تعجب و یا بکراهت و اعراض. (صحاح اللغة) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شافن و شفون. (اقرب الموارد). بدم چشم نگرنده. بگوشهٔ چشم نگرنده. || رشگین و حسود که چشم برنگیرد از شدت رشک. (از صحاح اللغة) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شافن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر