معنی شاشدانی
5 بازدید
(اِ مرکب) شاشدان. مبوله. کمیزدان. ظرف شب. رجوع به شاشدان شود. || محل کمیز انداختن و شاشیدن و پلیدی افکندن در کوی و برزن.
کلمات همقافیه با «شاشدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر