معنی شاشدان
9 بازدید
(اِ مرکب) مثانه. (شعوری) (آنندراج) (فرهنگ نظام). آبدان. (شعوری). جایی که در آن پیشاب جمع شود. || ظرفی که در آن می شاشند. (آنندراج). مبوله. کمیزدان. گلدان. ظرف شب. ظرفی که بیماران به شب و یا بروز و شب در آن شاشند. لگن اصیص.
کلمات همقافیه با «شاشدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر