معنی شارط
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نعت از شرط. لازم گیرندهٔ چیزی در بیع و مانند آن. (از منتهی الارب و اقرب الموارد). شرط کننده. || حجام. نشتر زننده. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). مثال جامع هر دو معنی: رب شرط شارط اوجع من شرط شارط. (اقرب الموارد). و برای هر دو معنی رجوع به شرط شود.
کلمات همقافیه با «شارط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر