معنی شارسان

معنی شارسان

6 بازدید
(اِ مرکب) مخفف شارستان. شهرستان. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج): برآورد پرمایه ده شارسان شد آن شارسانها کنون خارسان.فردوسی. ز داد و دهش وز خرید و فروخت تو گفتی همی شارسان بر فروخت.فردوسی. پس بیش مشنو آن سخن باطل کسی کز شارسان علم سوی روستا شده ست. ناصرخسرو. در مدینه یْ علم ایزد جغدکان را جای نیست جغدکان از شارسانها قصد زی ویران کنند. ناصرخسرو. || کوشک و عمارتی را گویند که بر چهار سوی آن بساتین باشد. (از انجمن آرای ناصری) (آنندراج). و رجوع به شارستان شود.
(اِخ) نام کتابی است از فرزانه بهرام بن فرهاد پارسی که موسوم است به چهار چمن. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). و رجوع به شارستان و شارستان چهارچمن شود.
(اِخ) باغی بزرگ در دومنزلی اورگنج به خوارزم دیده شده بدین نام یعنی چارچمن که از هر خیابانی که می رفتی به حوضی رسیدی و باز چهار خیابان دیگر و بدین صورت تا آخر. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). و رجوع به چارچمن شود.

کلمات هم‌قافیه با «شارسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید