معنی شادی گزیدن
7 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) شادی اختیار کردن. شاد شدن : تهمتن چو گرز نیا را بدید دولب کرد خندان و شادی گزید. فردوسی.
کلمات همقافیه با «شادی گزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر