معنی شادکام گشتن
7 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) شادکام شدن. خوشحال و مسرور شدن : چو این نامهٔ نامور شد تمام بشه داد و شه گشت ازو شادکام نظامی.
کلمات همقافیه با «شادکام گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر