معنی شادمان شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) خوشحال شدن. شاد شدن. ابتهاج : بنظم آرم این نامه را گفت من ازو شادمان شد دل انجمن.فردوسی. شود شادمان دل ز دیدارشان ببینم روانهای بیدارشان.فردوسی. دلم شادمان شد به تیمار اوی بر آنم که هرگز نبینمش روی.فردوسی. هر کس نگه کند به بد و نیک خویشتن آنجا یکی غمین و یکی شادمان شود. سعدی.
کلمات همقافیه با «شادمان شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر