معنی شادخة
6 بازدید
[ دِ خَ ] (ع اِ، ص) تأنیث شادخ. (اقرب الموارد). سپیدی فراخ روی. (منتهی الارب). سپیدی که بر روی آشکار گردد از پیشانی تا بینی. (اقرب الموارد). || راجز دربارهٔ مردی که پدر خود را کشته بود گفته است: «قد رکب الشادخة المحجلة» یعنی مرتکب عمل زشت و ناپسند آشکاری شد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شادخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر