معنی شاخ شکستن
7 بازدید
[ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از ادب کردن و از خودسری و غرور بازآوردن. (آنندراج) (فرهنگ نظام): مغرور بحسن خویشتن بود زلف تو شکست شاخ سنبل. سلیم (از آنندراج و فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «شاخ شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر