معنی شاخور
7 بازدید
(اِ) شاخوره. تنور و کوره. (ناظم الاطباء). توشترخشت . ج، شواخیر. (مهذب الاسماء). داش خشت. رجوع به شاخوره شود.(اِخ) دیهی از دیه های جزیرهٔ بحرین واقع در دوفرسخی میانهٔ جنوب و مغرب منامه. (فارس نامهٔ ناصری، ذیل بحرین).[ وَ ] (ص مرکب) باسرو. شاخدار. || پرشاخه .
کلمات همقافیه با «شاخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر