معنی شاخشت
6 بازدید
[ خِ ] (اِ) توشه. زاد سفر. (شعوری). و رجوع به شاخست شود: چه کردی بهر عقبی کار حاصل که بی شاخشت رهرو نیست عاقل. میرنظمی (از شعوری).
کلمات همقافیه با «شاخشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر