معنی شابک
7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) طریق شابک؛ راه درهم و مشتبه. و اسد شابک؛ شیر درهم دندان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ بِ ] (اِخ) جائی است از منازل قضاعه در شام. (معجم البلدان): اتعرف بالصحراء شرقیّ شابک منازل غزلان لها انس اطیبا ظَللتُ اریها صاحبیّ و قداری بها صاحبا من بین غرّ و اشیباً. عدی بن الدقاع (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شابک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر