معنی شابل
7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) شیر بیشه ای که دندانهای وی درهم آمده باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کودک پر بدن. تازه جوان. (منتهی الارب). کودکی که در ناز و نعمت پرورش یافته باشد. (ناظم الاطباء). پسرکی که از نعمت و جوانی سرشار باشد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر