معنی شابانک
5 بازدید
[ نَ ] (اِ مرکب) شافانج. (دزی ج ۱ ص ۷۱۴). دارویی است که آن را به عربی بنفسج الکلاب خوانند و بشیرازی تس سگ گویند و معرب آن شابانج است علت صرع را سود دارد. (برهان). گیاهی که در مصر به برنوف معروف است. (قاموس). گیاهی است به مصر معروف به برنوف. (منتهی الارب ذیل ش ب ک). دارویی که در صرع استعمال کنند و در مصر برنوف گویند. (ناظم الاطباء). عبس و رجوع به شابابک و شعوری ج ۲ ص ۱۲۶ ذیل شاهبانک شود.
کلمات همقافیه با «شابانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر