معنی شابانج
7 بازدید
[ نَ ] (معرب، اِ) معرب شابانک. (برهان). مأخوذ از شابانک فارسی و بمعنی آن. (ناظم الاطباء). رجوع به شابانک و شاهبانک شود.
کلمات همقافیه با «شابانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر