معنی شاباش کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) (مخفف شاه باش یا شادباش). شاه یا شادباش گفتن. تهنیت کردن. گفتن به داماد یا عروس یا حاکم نو یا تازه واردی شاه باش یا شادباش : بلیس کرد ورا دست بوسه و شاباش نشست پیش وی اندر به حرمت و تعظیم. سوزنی. || توسعاً، نثار کردن زر و سیم و شکر و گهر بر سر عروس یا داماد یا پادشاه یا حاکم و تازه واردی بزرگ. و رجوع به شاباش شود.
کلمات همقافیه با «شاباش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر