معنی سینه کشیدن
6 بازدید
[ نَ / نِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) کنایه از قوت نمودن و زور کردن. (برهان) (آنندراج). قوت کردن. زور نمودن. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از خوشوقت شدن. (انجمن آرای ناصری). || سینه بر روی زمین مالیدن رفتن را.
کلمات همقافیه با «سینه کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر