معنی واژه سیمدندان
8 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) دندان سفید. (انجمن آرا). دارای دندان سپید. که دندان او چون سیم سپید بود: سزد که بگسلم از یار سیم دندان، طَمْع سزد که او نکند طَمْعِ پیر دندان کرو.کسایی. - سیم دندان شدن؛ شاد و خندان شدن : همه دختران شاد و خندان شدند گشاده رخ و سیم دندان شدند.فردوسی. که با تو چه گفت آنکه خندان شوی گشاده لب و سیم دندان شوی.فردوسی. هر آنگه که بر بزم خندان شود گشاده لب و سیم دندان شود.فردوسی.