معنی سیلی خوردن
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) وارد آمدن پشت گردن بر کسی. (از ناظم الاطباء). وارد آمدن سیلی بر صورت شخص. لطمه خوردن. (فرهنگ فارسی معین): زاهد که کند سلاح پوشی سیلی خورد از زیاده کوشی.نظامی. کسی کو درآید بدرگاه تو خورد سیلی ار گم کند راه تو.نظامی. بسفر گرچه آب و دانه خوری بی ادب سیلی زمانه خوری.اوحدی. - امثال: هنوز سیلی روزگار نخورده است، نظیر: گاوش هنوز نلیسیده.
کلمات همقافیه با «سیلی خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر