معنی سیلخیز
7 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) جایی که سیل از آن حرکت کند. (از فرهنگ فارسی معین). جایی که سیل از آن خیزد. آنجا که سیل از آن روان شود: تا بدامن ننشیند ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست. حافظ. ز سیل خیز فنا ایمن است قصر بقات چنانکه حصن فلکها ز صدمت پلکن. شمس فخری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیلخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر