معنی سیلحن
9 بازدید
[ لَ ] (اِخ) سرودی چند است که باربد ساخته بود و از برای خسروپرویز مینواخت و نام آنها به ترتیب حروف ابجد بدین تفصیل است: ۱- آرایش خورشید و آنرا آرایش جهان هم گفته اند. ۲- آئین جمشید. ۳- اورنگی. ۴- باغ شیرین. ۵- تخت طاقدیسی. ۶- حقهٔ کاوس. ۷- راح روح. ۸- رامش جان. ۹- سبز در سبز. ۱۰- سروستان. ۱۱- سرو سهی. ۱۲- شادروان مروارید. ۱۳- شبدیز. ۱۴- شب فرخ و فرخ شب هم میگویند. ۱۵- قفل رومی. ۱۶- گنج بادآورد. ۱۷- گنج گاو و گنج کاوس هم بنظر آمده. ۱۸- گنج سوخته. ۱۹- کین ایرج. ۲۰- کین سیاوش. ۲۱- ماه بر کوهان. ۲۲- مشک و دانه. ۲۳- مروای نیک. ۲۴- مشک مالی. ۲۵- مهربانی و آنرا مهرگانی هم گفته اند. ۲۶- ناقوسی. ۲۷- نوبهاری. ۲۸- نوشین باده و بادهٔ نوشین هم بنظر آمده است. ۲۹- نیم روز. ۳۰- نخجیرگانی و نظامی در خسرو و شیرین ذکر اینها کرده است و سه نام از اینها را که آیین جمشید و راح روح و نوبهاری باشد نیاورده، اما چهار نام دیگر که ساز نوروز و غنچهٔ کبک دری و فرخ روز و کیخسروی باشد آورده است و چون برای هر یک بیتی فرمود و بنابر آن می باید که سی و یک لحن باشد؛ حال آنکه سی لحن مشهور است. واللََّه اعلم. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). رجوع به ذیل کلمهٔ آهنگ و حاشیهٔ برهان قاطع چ معین شود.
کلمات همقافیه با «سیلحن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حن» برای سرودن شعر